تصویر یک صدای حزین پشت شیشه ها

تشدید عمق لطف تبرها به ریشه ها

 

با پانتومیم ِ دلقک ِ آنسوی پنجره

رقصی چنین میانهء میدان تیشه ها

 

یک دست، اضطراب مسیجی که میرود

یک دست، ردّ ِ خط زدنم بر کلیشه ها

 

این فیلم حاضر است: تویی گم درون من

آواره ای میانهء متروک ِ گیشه ها

 

من أعرَضَ عن ِ الـ...تو و چشمت، شبیه من

بیچاره، گیج و شعر شود در معیشه ها

 

میخواهم از بلندی این برج بپرم

در پشت اضطراب ِ «نکن، نه، نمیشه ها!»

 

من «با تشکر»ی که فقط هی عبور کرد

تیتراژ هیچ-وقت-تری از همیشه ها

 

حالا میان جنگل انبوه موی تو...

حالا پناه خالی اندوه بیشه ها...

 

دلتنگ چنگ و غرش آن شیر ِ ماده ام

آهوئی یم دریدهء کفتار-پیشه ها

 

از حسن هادوی

 *من اعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکا.../هرکس از یادم رویگردان شود زندگی تنگ و سختی خواهد داشت/ (طه/124)