معبرِ ماهیِ مفرغ

شهرودِ یاقوت

و آنگاه دهلیزِ خیال

به دشتِ ارغوان

 

 چهره ای گسست و مژگانی باد برد

 

گود به بادیه

و  رویا

شنلی بر باد.

 

از قاسم آهنین جان