از دفتری که به من بخشیدهیی ممنونم !
از دفتری که به من بخشیدهیی ممنونم !
دفتری با برگهای رنگ به رنگ...
چیزی در این جهان ،
به اندازهی دفترهای تازه
اشتهای مرا تحریک نمیکند !
من وَرزایی آندلُسیاَم !
هنگامی که رنگینکمان ورقها
پیشِ چشمانم تکان میخورد،
عاشقِ آنم که بمیرم !
هنگامِ هدیه کردنِ دفتر،
اشتهای آندلُسیِ مَرا به خاطر داشتی؟
از نزار قبانی
ترجمه یغما گلرویی
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 6:6 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|