با سمانه قانع فرد
بغضي سنگين تركيد
زنگ زدند انگار
كسي برود و در را باز كند
زير اين باران شايد
کسی كمك بخواهد
در كه باز مي شود
مي گويم:شبيه كودكي ام است
باران شدت گرفته
عكس ها مي لرزند در دستانم
پدر تلخ مي خندد:
پير شديم بابا....!
از سمانه قانع فرد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:13 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|