بغضي سنگين تركيد

زنگ زدند انگار

كسي برود و در را باز كند

زير اين باران شايد

کسی كمك بخواهد

در كه باز مي شود

مي گويم:شبيه كودكي ام است

باران شدت گرفته

عكس ها مي لرزند در دستانم

پدر تلخ مي خندد:

پير شديم بابا....!

 

از سمانه قانع فرد