ماسه ها دانه دانه می افتند

زندگی نرم نرم می میرد

شیشه ی نیمه خالی خش دار

نم نمک رنگ مرگ می گیرد

 

ماسه ها دانه دانه در شیشه

اشک ها قطره قطره بر گونه

لب به لب های هم گذاشته اند

روز و شب این دو جام وارونه

 

مرگ در دور دست منتظر است

سایه ها خواب دیده اند انگار

کاش دستی مرا بچرخاند

ماسه ها ته کشیده اند انگار !

 

از سعید بیابانکی