ادبیات ، شعر ، دلتنگی

حذف عشاق ، جشن ِ فرهنگی !!!

بحث سیگار و ژست شاعری و

کشف یک جور ماده ی بنگی

شب نوشتن ترانه ای تا صبح

صبح با این و آن هماهنگی

 

قبل : سوتی عقل و خل وضعی

بعد : عشاق و معضل ِخنگی

 

بازی ِ تیغِ بی رگی با خون

به ته ِ خط رسیدن از مجنون

عقربی در میان آتش بود

زلزله توی خانه ی حلزون

ضجه های عمیق در داخل

خنده های بلند در بیرون

 

قبل : احساسِ نفرت از همه چیز

بعد : پایین کشیدن سیفون

 

سینما بود و فلسفه ، گیشه

شکم گنده ، فقر ِ اندیشه

تخمه های شکسته ای بودیم

محو ِ زیباییِ هنر پیشه

خوابمان برد در پلان ِ خون

شعله رقصیده بود بر شیشه

 

قبل : دل نازک و نهال شدیم

بعد : خود را زدیم از ریشه

 

حل آسان مشکلات شدیم

کیش دادیم و بعد مات شدیم

ما شدیم آنچه خواستیم شویم

مست کردیم و نشئه جات شدیم

گوسفندانه فلسفه خواندیم

زورمند و قوی و لات شدیم

 

قبل : با نیچه و هگل بودیم

بعد : معروف و منکرات شدیم

 

دوره مان کرد دوری معشوق

وعده های دروغ پشت دروغ

گریه در خانه های تنهایی

قهقهه توی کافه های شلوغ

شعر خواندیم توی خلوت مان

بحث کردیم در خصوصِ فروغ !

 

قبل : آجر شدیم در نان هم

بعد :دعوا شدیم بر سر ِ دوغ!!!!

 

بعدِ هر غم ، غروب غمگین شد

سرنوشت از سکوت تعیین شد

هر چه در دست های شمسی بود

شکل ِ عرفانِ در تبرزین شد

چشم در چشمِ ماه ، آینه هم

عینک ِ کافکای بدبین شد

 

قبل : با هم قرارمان آن بود

بعد : با هم قرارمان این شد

 

آه افسانه ی هزار منی

زخم پشتِ برادران تنی

خاک ِ در کفش های در سفرم

آه ای سرزمینِ بی وطنی

خواب دیدم که خواب می بینم

کاش آبی به صورتم بزنی

 

قبل : آتش بیار معرکه بود

بعد : خندید و رفت آب تنی

 

انجمن بود و شمع ِ خاموشم

حلقه ی بردگیِ در گوشم

سعدی و سال های دلتنگی

از همه یاد ها فراموشم

شاید اصلا به این دلیل ِ قوی ست

نیش ِ گرگ است و خواب ِ خرگوشم

 

قبل : تصمیم زندگی بودم

بعد : با قرص های بی هوشم ...


از
 وحید نجفی

تگ: وحید نجفی، غزل پست مدرن، نجفی وحید، وحید نجفی پست مدرن، سرگشتگی انسان مدرن، انسان مدرن، شعر مدرن، پروانه در بایگانی، مجموعه شعر وحید نجفی، شعر وحید نجفی،وحید نجفی شاعر، وحید نجفی غزل، غزل مدرن، وحید نجفی خرم آباد