با حسن حسینی
یک نفر شاعر بود
یک نفر تاجر بود
تاجر مورد بحث
در علوم ادبی دستی داشت
شعر بازی می کرد - مثل کفتر بازی -
شاعر ِ ما ، روزی
شعر «آزاد»ی گفت
شعر مذکور به دست تاجر واصل شد
تاجر از خواندن شعر
عصبانی شد و آن را جر داد
بعد از آن - با وقار ادبی -
پاکت ارزن خود را برداشت
رو به کفترهایش - غرق در سجع ملیح -
اندر اوصاف و مزایای اصالت در شعر
نطق غرّایی کرد
( صورت مسئله طولانی شد ، می بخشید) !
مختصر شرح دهید :
1. صله در شعر چه نقشی دارد ؟
2. بغبغو یعنی چه ؟
( لطفاً از حاشیه پرهیز کنید (
و موفق باشید !

از مرحوم سید حسن حسینی
+ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 21:58 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|