با سیامک میرزاده
هوس ؛ حریمِ تنت ، برفِ قله ها ، بدنت
شراب کهنه ؛ لبانت و شهد گل ، دهنت
شب است و دستِ من است و خیالِ برفی تو
و پرسه می زند این دست ها به روی تنت
و پرسه می زند و می رسد به آنجا که
مزاحم است برایش حضورِ پیرهنت
سکوت تا بُنِ دندان مسلح است ، بمان !
که خون به پا نکند توده های بی کفنت !
سپید ؛ ساق بلورت ، سپید ، بازویت
سیاه ؛ لحظه ی تلخ مرا نخواستنت
غروی شرجی اهواز ، شرحِ داغِ تنم
گدازه های دماوند ؛ شعله ور شدنت
و باد زوزه کشید اسب پنجره رَم کرد
و باز هم به سرم زد هوای آمدنت
اگر سکوت مرا دکمه دکمه باز کنی
مقاومت نکنم در برابر بدنت
از سیامک میرزاده
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13:7 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|