کجاست راننده
احساس ِ مسافري را دارم
که بايد برود
و نمي داند به کجا
بليت سفر به ناکجا را
من سال هاست در مشتم مي فشرم
کجاست راننده
تا لگد به در ِ مستراح ِ بين راهي ِ اين زندگي بکوبد
فريادم بزند که جا نماني
کجاست
از علیرضا روشن
تگ: علیرضا روشن، روشن علیرضا، علی رضا روشن، شعر کوتاه، شعر علیرضا کوتاه، کتاب نیست، نیست، کتاب نیست روشن، شعر کوتاه
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:14 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|