غزل زیبای وحید نجفی عزیز را بخوانید در شب شهادت امام غریب مان، و نیز حتما حتما حتما

پست آخر وحید نجفی را به طور کامل بخوانید، اگر که به ادبیات علاقه مندید...

 

نشسته است قدمگاه ، کفش ، پات کند

وایستاده ضریحت ، مگر نگات کند

 

حرم شلوغ ِ شلوغ است و عاشقان مست اند

نیازمند تو باید که احتیاط کند

 

رسیده است دل خسته ام به پابوست

که جان ناقابل را مگر فدات کند

 

به پات چشم شود زیر پات چشمه ی اشک

که دشت های نشابور را فرات کند

 

و زیر صحن تو فیروزه ریخت است خدا

مگر از عالم ِ خاکی ِ ما جدات کند

 

مسیر مشهد را آفریده تا امروز

مرا غریب کند با تو آشنات کند

 

کبوتری باشم توی چشم آهوهات

مرا به گنبد تو سخت مبتلات کند

 

نه سرنوشت ، نه مامون ، نه کاسه ای از زهر

خدای خوب تو را خواست تا رضات کند...


از وحید نجفی

تگوحید نجفی، غزل پست مدرن، نجفی وحید، وحید نجفی پست مدرن، سرگشتگی انسان مدرن، انسان مدرن، شعر مدرن، پروانه در بایگانی، مجموعه شعر وحید نجفی، شعر وحید نجفی،وحید نجفی شاعر، وحید نجفی غزل، غزل مدرن، وحید نجفی خرم آباد