مَردُم از عطر لباسم میفهمند

که عشقِ من تویی !

از عطرِ تنم درمیابند که با تو بودهاَم !

از بازوی خواب رفتهاَم پِی میبَرَند

که زیرِ سرِ تو بوده است !

 

نمیتوانم پنهان کنم !

از نوشتههای منوّرم میفهمند

که برای تو نوشتهاَم !

در شعفِ گامهایم شوقِ دیدارِ تو را درمیابند !

در سبزینهی لبانم نشانِ بوسههای تو را پیدا میکنند !

 

چگونه میخواهی داستان عاشقانهمان را

از حافظهی گُنجشکان پاک کنی

وَ نگذاری خاطراتشان را منتشر کنند !

 

از نزار قبانی

ترجمه یغما گلرویی