تو
مَردُم از عطر لباسم میفهمند
که عشقِ من تویی !
از عطرِ تنم درمیابند که با تو بودهاَم !
از بازوی خواب رفتهاَم پِی میبَرَند
که زیرِ سرِ تو بوده است !
نمیتوانم پنهان کنم !
از نوشتههای منوّرم میفهمند
که برای تو نوشتهاَم !
در شعفِ گامهایم شوقِ دیدارِ تو را درمیابند !
در سبزینهی لبانم نشانِ بوسههای تو را پیدا میکنند !
چگونه میخواهی داستان عاشقانهمان را
از حافظهی گُنجشکان پاک کنی
وَ نگذاری خاطراتشان را منتشر کنند !
ترجمه یغما گلرویی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:42 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|