▐ زن و میز چای، رنگ روغن

نگارش در تاريخ جمعه 28 آذر1393 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

سحر

چرخی زد

دید نیستی

ترکش کرده‌ بودی

دنبال نامه‌ای نگشت

صبحانه را

با یک فنجان چای

آماده کرد

صندلی‌ات را کنار دیوار گذاشت

 

با خودش

حرف‌هایی زد

که تا به حال نشنیده بود.

 

 از سارا محمدی اردهالی

از کتاب «بیگانه می خندد»

پ.ن: فونت وبلاگ به نسبت قبل بدتر شده یا بهتر؟

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ برقصم

نگارش در تاريخ سه شنبه 20 خرداد1393 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

 

برقصم

بر آپارتمان‌های چروک شهر

مثل عروسی که

حوصله‌ی شوهر تلخش را ندارد

 

انگور بکارم

زیرزمین‌های بایر تهران را

 

بخندم

مانند شوالیه‌ای

بر زانو افتاده

که خنجر می‌کشد

آخرین خنجرم را

بر تن تنگ غروب

سه تا پری نشسته بود

زار و زار گریه می‌کردن پریا ...

 

 از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ به خانه‌ام بیا

نگارش در تاريخ دوشنبه 1 اردیبهشت1393 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

نان تازه بگیر

به خانه‌ام بیا

دریانورد خسته !

می‌خواهم لباس‌های خیست را

از تنت در بیاورم

شیر گرم کنم برایت ..

بگویی

شانه‌هایم

سکان زندگی توست ..

و من

پنجره‌های این شهر طوفان‌زده را محکم ببندم ..

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ پری ناز

نگارش در تاريخ دوشنبه 26 اسفند1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

خیال می‌کردم

بس که بلند بلند می‌خندیم

برگشته‌اند همه

نگاه‌مان می‌کنند در کافه

یا بس که تو زیبایی

 

داشتیم به عاشقی‌هامان

داشتیم به زندگی‌هامان

حتا به شعرهامان

 

نه

صبر کن

همه ترسیده بودند

از دور که نگاه می‌کنم

تو چیزی را پنهان کرده بودی از من

از آخرین جمعه‌ات در بهمن ماه

مرگت را

و

بلند بلند می‌خندیدی

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ بداخلاقی عصرهایت

نگارش در تاريخ سه شنبه 10 دی1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

بداخلاقی عصرهایت
سوزنی است که مخصوصن نخش نمی‌کنم
من دوست دارم
دکمه‌ی آخر مانتوام باز باشد

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ پیانو

نگارش در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

صدای پیانو می آمد

خیال می کردم عاشقم

پیانو قطع می شد

می گفتم فریب خورده ام

پیانوِ لعنتی

سنگین تر از آن بود که جا به جایش کنم.

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ پذیرش

نگارش در تاريخ شنبه 6 مهر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

هواپیما بلند می‌شود

کمر مرا تا می‌کند

می‌گذارد گوشه‌ی چمدان تو

 

از آن بالا

شبیه مورچه‌ای می‌شوم

که دست‌های کوچکش

نمی‌توانند

دستمال عظیم خداحافظی‌اش را تکان دهند

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ مورچه ها...

نگارش در تاريخ پنجشنبه 21 شهریور1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

در تاریکی

از دستت شربتی ریخته

 

مورچه‌ها بو می‌برند

راه می‌افتند

خطوطی گیج و پریشان

 

مورچه‌ها

شعرهای من‌اند

کف زمین


از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ ساعت‌ها

نگارش در تاريخ چهارشنبه 6 شهریور1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

زنی بود

از دکمه‌ی سِیو می‌ترسید

عینک تیره می‌زد

طوری شالش را پشت گوش می‌انداخت

که کسی به خاطر نیاوردش

 

در کامپیوترش هیچ عکسی نبود

هیچ نامه‌ای

مدام سطل آشغالش را خالی می‌کرد

انگار همین حالا لپ‌تاپش را از جعبه در‌آورده بودند

 

طوری در را می‌بست

که گویی

هرگز به خانه برنخواهد گشت

 

شب‌ها که مسواک می‌زد

اثر انگشتی از گردنش بالا می‌آمد

گلویش را می‌فشرد

 

لک‌لکی بود در آسمانی خالی

که خرچنگی رهایش نمی‌کرد

 

همسایه‌ها می‌گفتند

همیشه گردنش خراش داشت

و لبش مکیده شده بود

معلوم نبود

از کدام طرف


 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ یک تلفن کوچک

نگارش در تاريخ چهارشنبه 23 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

زنگ می‌زدی

یک تلفن کوچک

دو دقیقه‌ای وسایلم را جمع می‌کردم

مداد و مسواک و مسکن

نه

مسکن هم بر نمی‌داشتم

دامن و لباس خواب فقط

بعد

سفر که نه

گم می‌شدیم.

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ بی قرار

نگارش در تاريخ دوشنبه 21 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

تو چشمک می‌زنی

من لبخند

 

می‌نشینیم

خیلی خسته‌ایم

 

بند ماسکت را باز می‌کنی

کمی گره‌اش سفت است

ولی باز می‌شود

من هم برش می‌دارم

می‌گذارم روی میز

کنار مال تو

 

این جا خیلی دور است

یک قهوه‌خانه

آن سوی صداها

من شیر مرغ سفارش می‌دهم

تو

جان آدمیزاد

 

از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ برای میم

نگارش در تاريخ جمعه 18 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

چگونه خیره نشوم به مردم

که می‌خندند و می‌بلعند هم را

در خیابان‌ها

تنه می‌زنند

به زنِ جوانِ مو سفید تو

و

نمی‌دانند

مردی

تمام روز ایستاده‌

به شب نگاه می‌کند

 

از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ داستان تو

نگارش در تاريخ جمعه 11 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

هر از چندی نوشتن را رها می‌کنم

به انگشتانم خیره می‌شوم

 

می‌گفتی زنان زیبا آزارت می‌دهند

و هر انگشت من زنی زیباست

که آرامت می‌کند

 

به هر انگشتم که نگاه می‌کنم

یاد زنی زیبا می‌افتم

که از دستش گریزی نداری

 

می‌خندم

و نوشتن داستان تو را از سر می‌گیرم

 

از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ دلم مرد می‌خواهد

نگارش در تاريخ چهارشنبه 9 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دلم

مرد می‌خواهد

نابینا

خط بریل بداند

فصل به فصل

تنم را بخواند

بازی‌های ادبی‌ام را کشف کند

 

دستش را بگیرم

بازو به بازو

دنیا را برایش تعریف ‌کنم

چشمش شوم

عصایش

و تمام زشتی‌ها‌ی جهان را

برای او

از قلم بیاندازم

 

از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ به‌هم‌ریخته و آشفته

نگارش در تاريخ سه شنبه 1 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

با دمپایی‌ راحتی

راه می‌افتد

کتاب‌های نیمه‌باز زیر تخت را بر‌می‌دارد

لباس‌های پراکنده را تا می‌کند

مداد‌ها و فنجان‌ها را جمع می‌کند

می‌آید پشت‌ سرت

دل‌دل می‌کند

نزدیک نرمه‌ی گوشت می‌آورد لبش را

صدای نفسش را حس می‌کنی

 

برمی‌گردی

 

اتاق خالی است

به‌هم‌ریخته و آشفته

 

از سارا محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ مثل یک ایستاده‌ در‌ باد

نگارش در تاريخ جمعه 28 تیر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

لب دریا

باد می‌آید

همه دست‌شان به موهای‌شان

دامن و کلاه‌شان

تو, دست‌ها در جیب

مثل یک ایستاده‌در‌بادِ حرفه‌ای

با هفت هزار سال قدمت

به امواج خشمگین

نگاه می‌کنی

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ فصل سرما

نگارش در تاريخ سه شنبه 18 تیر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

 

لک‌لک جوان

لپ‌تاپش را بست

روی مبل راحتی نشست

پاهای بلندش را روی هم انداخت

بال‌های سفیدش را زیر منقارش گذاشت

و به آخرین باری که مهاجرت کرده بود

فکر کرد

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ عصر جمعه

نگارش در تاريخ پنجشنبه 13 تیر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دلم می‌خواهد

یک میس‌کال باشم برایت

شماره‌ای که سیوش نکرده‌ای

زیر لب تکرارم کنی

به یادم نیاوری

 

دلم می‌خواهد

بی‌اجازه‌ی تو

پادشاهی کنم

در ناخودآگاهت

 

 از  سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ هزار و یک شب پیش

نگارش در تاريخ دوشنبه 27 خرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

تو مرده‌ای و

من

روی کاناپه

کانال عوض می‌کنم

تلویزیون گوشت چرخ می‌کند

 

تعریف کن از زندگی‌ات

هزار و یک شب پیش را یادت هست؟

 

از  سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ دیر فهمیدم

نگارش در تاريخ سه شنبه 27 فروردین1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

سفرم

مدتهاست

نمیدانستم

خیال میکردم کلید را میپیچانم وارد آن خانه میشوم

ولی سفرم

همین طور که چای را میگذاشتم روی میز

رفته بودم

خیلی دور

نمیفهمیدم

باز تلفن را بر میداشتم

کافه میرفتم

در ایستگاه مترو منتظر مینشستم

حتا جایم را میدادم به دیگران

خیال میکردم با دقت گوش میدهم به حرفها و جوابهای درستی میدهم

در لیست هیچ مسافرخانهای نامم نبود

دیر فهمیدم

دیرتر از تو

در اتوبوسی ارزان قیمت

در جادهای خاکی دور میشدم

دور و دورتر

شما خیال میکردید حال مرا میپرسید

میگفتم خیلی ممنون

راننده خیال میکرد کنار پنجره نشستهام

میپرسید همه چیز خوب است

میگفتم

خیلی ممنون

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ ساعت ها

نگارش در تاريخ یکشنبه 25 فروردین1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

لب‌هایت را تر می‌کنی

باد می‌وزد

چراغ‌های شب روشن می‌شوند

خیابان راه می‌افتد

ابله داستایوفسکی را دوباره به من امانت می‌دهی

کیفم را دست چپم می‌دهم

ماشین پلیس آرام رد می‌شود

چیزی کم است

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ بوی خون

نگارش در تاريخ دوشنبه 5 فروردین1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

شنا می‌کنم

از این سو به آن سو

زیرآبی می‌روم

تا آن‌جا که نفس دارم

انگشتانم را به کف استخر می‌کشم

ناگهان

یادت

چون کوسه‌ای به سمتم بازمی‌گردد.

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ چیزی ته کشو

نگارش در تاريخ پنجشنبه 17 اسفند1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

چیزی ته کشو

شب‌ها تپانچه‌ام را چک می‌کنم

همه چیز باید درست باشد

ماشه خوب چکانده شود

گلوله به موقع آتش کند

جذاب است

کاری را که هیچ‌وقت انجام نخواهم داد

مو به مو مرور می‌کنم

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ از قدیم

نگارش در تاريخ جمعه 24 آذر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

وسط فیلمی سیاه و سفید

دستم را گرفته بودم روی قلبم

فیلمی صامت

صفحه سیاه شد:

_ زن نمی‌خواهد بمیرد _

دوربین آمد نزدیک

با تیتراژ پایانی

 

کلی حرف داشتم

اما فیلم خیلی قدیمی بود

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ برگشت

نگارش در تاريخ سه شنبه 2 آبان1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

خلبان‌ها خواب می‌مانند

هواپیماها در آسمان چرخ می‌زنند

پروازها در خواب کسی دیگر زمین می‌نشینند

چترهای نجات باز نمی‌شوند

 

مامور گذرنامه

پس از کلی مِن‌مِن کردن می‌گوید

این عکس شبیه من نیست

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ آشوب

نگارش در تاريخ پنجشنبه 27 مهر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دوستانی که

روحشان خبر ندارد

از این همه رخت کثیف

در دلت

        

آدم های غریبه

رد می شوند

لبخند می‌زنند

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ انگار

نگارش در تاريخ دوشنبه 24 مهر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

پیرزنی شوم

آلزایمر بگیرم

زنگ بزنم

انگار

پسرم هستی

بگویم

چقدر

دلم

برایت تنگ است

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ این دست دنیا

نگارش در تاريخ چهارشنبه 31 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

تمام روز بلوف می‌زنم

این دست دنیا

دست خوبی نبود

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ شعر منتشرنشده

نگارش در تاريخ جمعه 15 اردیبهشت1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دستم را

نمی‌توانند بخوانند

 

دست‌های من

شعر منتشر نشده‌ی توست.

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ درمانده

نگارش در تاريخ جمعه 25 فروردین1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

آن حرکت آخر پایت

که نمی‌دانست

پیش بیاید

یا پس برود

 

می‌ماند

پشت در این خانه

 

مثل من

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ تنهایی

نگارش در تاريخ یکشنبه 6 فروردین1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

تلفن زنگ می‌زند

شماره‌ی اوست

مانند جامی زهر

برش می‌دارم

تا ته می‌نوشم

بدون خداحافظی

می‌گذارد مرا

میان جام‌های نیم خورده‌اش

روی میز سالن پذیرایی

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ یک عصر معمولی

نگارش در تاريخ شنبه 29 بهمن1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

بقیه پول را

از راننده تاکسی گرفتم

کف دستش میخ کوبیده شده بود

سکه‌های خونی را

ته جیبم ریختم

 

مردم از سر کار برمی‌گشتند

کف خیابان خونی

دکه‌های روزنامه فروشی خونی

 

سر چهارراه

رهگذری خواهش کرد

صلیبش را بردوشش جا‌به‌جا کنم

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ قطعه‌ی آخر

نگارش در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

داریم دسته جمعی

آن سوی خاک

پانتومیم بازی می‌کنیم

راهت نمی‌دهیم

گمان هم نمی‌کنم

میان مردگان قدیم کسی را پیدا کنی

 

این خاک

تو را بالا می‌آورد

بس که عادت کرده

به جسدهای من و زهرا و سعید و لیلا

که از ته دل می‌خندیم

 

چرا داری گور خودت را می‌کنی

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ کار تمام وقت

نگارش در تاريخ چهارشنبه 5 بهمن1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

هیچ مردی نمی‌خواهد

عاشق زنی شود

که در سیرک کار می‌کند

 

از آن زن‌ها که باید روی طناب راه بروند

 

عاشق زنی شود

که هر لحظه ممکن است سقوط کند

 

و اگر سقوط نکند

هزار‌ها نفر برایش

کف می‌زنند

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی

▐ تا طبقه ی دوم

نگارش در تاريخ سه شنبه 20 دی1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

به آینه‌ی آسانسور نگاه می‌کنم

 

انگشت‌هایم کشیده می‌شود

میان کیسه‌های میوه

نان و شیر و ماست

 

اگر تو بودی

 

پشت‌بام هم پیاده نمی‌شدیم

با این دست‌ها که

بند است

 

از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، شعری از سارا محمدی اردهالی، طبقه دوم، محمدی اردهالی


برچسب‌ها: سارا محمدی اردهالی