▐ از اینجا خواهم رفت

نگارش در تاريخ سه شنبه 10 دی1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

این شهر

شهر قصه های مادر بزرگ نیست

که زیبا و آرام باشد

آسمانش را

هرگز آبی ندیده ام

من از اینجا خواهم رفت

و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می گریزد

از گم شدن نمی ترسد

 
از
 رسول یونان

تگ : رسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ بريدن درخت از ريشه

نگارش در تاريخ شنبه 6 مهر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

چمدانم را برداشتم و

آمدم

اما اين فقط يك شوخي ست

و يا لااقل تو باور نكن!

جدايي

بريدن درخت از ريشه است

و اره كردن زندگي

كه مرگ را رقم مي زند

اما من زنده ام

و اين يعني من آنجايم

كنار تو

كنار تو و درخت توت و اسب.

 

از رسول یونان

تگ : رسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ عمر مرد

نگارش در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دریا را نمی شد

تانکر تانکر به شهر آورد

همین طور شهر را نمی شد

کامیون کامیون به ساحل برد

عمر مردی که

دریا و شهر را

یکسان دوست داشت

در جاده گذشت .


از
 رسول یونان

تگ : رسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ مرگ

نگارش در تاريخ شنبه 26 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

مرگ در نمی زند

کلید می اندازد

مرگ اگر در بزند

که مرگ نیست

حتمن مامور مالیات است

و یا پستچی و یا مهمان...

او چهره ای محو دارد

و در گلویش...

مردگان سرفه می کنند


از
 رسول یونان

تگ : رسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ لابد من نمی شناسمت

نگارش در تاريخ چهارشنبه 9 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

آدم ها می گذرند

آدم ها از چشم هایم می گذرند

و سایه ی یکایکشان

بر اعماق قلبم می افتد

مگر می شود

از این همه آدم

یکی تو نباشی

لابد من نمی شناسمت

وگرنه بعضی از این چشم ها

این گونه که می درخشند

می توانند چشم های تو باشند...

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ خودم

نگارش در تاريخ سه شنبه 1 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

باید خودم

 باد را متقاعد کنم

که نوزد

باید خودم حرمت کلبه ام را

به دریا گوشزد کنم

زمین

جای خطرناکی است

و کسی که

باید بیاید

همیشه دیر می آید .

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ متناقض !

نگارش در تاريخ شنبه 29 تیر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

عصبانی نشو

وقتی به راه های تهی می اندیشی!

به راه هایی تهی تر از

آینه های سالن آرایشگاه

سعی کن

چیزهای متناقض را دوست داشته باشی!

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ کاش ...

نگارش در تاريخ شنبه 22 تیر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

کاش اتوبوسی که

از جاده پایین ده می گذرد

هر روز خراب شود

وقتی خراب می شود

ما به مسافران

آب و غذا می دهیم

و آن ها به ما

لبخند و زیبایی .

 

از رسول یونان

تگ : رسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ روزها...

نگارش در تاريخ جمعه 31 خرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

روزها، پر و خالی می شوند

مثل فنجان های چای

در کافه های بعد از ظهر

اما

هیچ اتفاق خاصی نمی افتد

این که مثلا

تو ناگهان

در آن سوی میز نشسته باشی.

گاهی، فنجانی

روی کاشی ها می افتد

حواس ما را پرت می کند.

 

از رسول یونان

تگ : رسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی



برچسب‌ها: رسول یونان

▐ در تاریکی...

نگارش در تاريخ سه شنبه 21 خرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

در اتاق تاریک

وقتی سیگارم را روشن می کردم

به شعله کبریت خیره ماندم

و این شعر

در ذهنم شکل گرفت

تاریکی را نمی شود به آتش کشید

باید تاریکی را روشن کرد.

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ پراگ

نگارش در تاريخ یکشنبه 12 خرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

بارانی که روی این شهر می بارد

یک شب

روی استانبول نیز خواهد بارید

همین طور روی لندن

پراگ

و یا باکو

هر کجا باشی

یک شب

به یاد نخستین دیدار

دل تو نیز خواهد شکست

مثل دل من

زیر بارانی که از ابر خاطره ها می بارد .

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ مرا ...

نگارش در تاريخ پنجشنبه 9 خرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

مرا تنها گذاشته ای

سهم من از تو

فقط سوختن است

انگار باید بسوزم و

تمام شوم

مرا در کافه ای جا گذاشته ای

مثل سیگار نیم سوخته

مثلا رفته ای که برگردی

شب از نیمه گذشته

اما از تو خبری نشده است.

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ می خواهم...

نگارش در تاريخ سه شنبه 7 خرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

می خواهم بی خیال باشم

اما نمی توانم

ناله ی گربه

مقاومتم را می شکند

در را باز می کنم

به خانه می خزد

میان برف و زوزه ی باد

او به خانه ام می آید و

سگی از درونم بیرون می رود.

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ به این ...

نگارش در تاريخ شنبه 7 اردیبهشت1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

به این بی قوارگی

به این پریشانی

هیچ کس تا حالا

سیاره ای ندیده است

که ما...

گورستان ها از باغ ها بزرگ ترند

آه!

این چه دنیایی ست

برای ما تدارک دیده اند؟!

لوله ی تانک

از کره ی زمین بیرون زده است.

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ حتی به اشتباه

نگارش در تاريخ دوشنبه 5 فروردین1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

وقتی تلفن زنگ می زند

یعنی از یاد نرفته ای

حتی اگر به اشتباه شماره ات را گرفته باشند

ببین دوست من!

در این دنیا

خیلی از آدم ها هستند که

شماره شان حتی به اشتباه گرفته نمی شود ..

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ بی سروصدا

نگارش در تاريخ شنبه 19 اسفند1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دیگر با صدای بلند نمی خندم

با صدای بلند حرف نمی زنم

دیگر گوش نمی دهم

به صدای باد

دریا

پرنده

پاواروتی

پاورچین پاورچین می آیم و

می روم

بی سروصدا زندگی می کنم

تو در من به خواب رفته ای

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ دیوار

نگارش در تاريخ چهارشنبه 2 اسفند1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

 بر دیوار آهکی

اسم تو را با ذغال نوشتم

و بعد

یک کشتی کشیدم

ماهیان را ردیف کردم

اما کشتی تو را بر داشت و برد

تف انداختم روی آبی ها

دریاها را پاک کردم

خراب کردم.

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ خواب

نگارش در تاريخ پنجشنبه 26 بهمن1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

هرشب خواب می بینم

سقوط می کنم از یک آسمانخراش

و تو از لبه آن

خم می شوی و

 دستم را می گیری

سقوط می کنم هرشب

از بام شب

و اگر تو نباشی

که دستم را بگیری

بدون شک

صبحگاه

جنازه ام را

در اعماق دره ها پیدا می کنند...

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ سنتائور

نگارش در تاريخ سه شنبه 17 بهمن1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

 شما از دور عاشق من شدید خانم!

مرا قهرمانی پنداشتی

که با اسب می‌تازد و جلو می‌آید

من یک سنتائور هستم خانم!

نه اسبم نه آدم

میان آدم‌ها، اسبم

میان اسب‌ها، آدم

آن ها که روی بدنی انسانی

سر اسب دارند

حوصله شان سر نمی رود خانم!

اما سخت است

روی بدنی از اسب

سر انسان را حمل کردن...

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ اثاث کشی

نگارش در تاريخ چهارشنبه 27 دی1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

آینه از دست باربران افتاد

و چهره تو که در آینه جا مانده بود

تکه تکه شد

چشمت را

دختر همسایه برداشت و فرار کرد...

ما

در اثاث کشی تو را از دست دادیم!

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ پرنده بودن خوب است

نگارش در تاريخ یکشنبه 24 دی1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

پرنده بودن خوب است

حتی اگر کلاغ باشی

لااقل می توانی پرواز کنی

این پاها

اگر بتوانند

فقط تو را کمی آنسوتر می کنند

مثلا به پارکی در اطراف

پرنده بودن خوب است

می توانی

هر جا که بخواهی، بروی

بدون پول، بدون بلیط، بدون ویزا

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ کاش کمی زودتر می آمدم...

نگارش در تاريخ چهارشنبه 3 آبان1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

با یک بغل گل سرخ می آیم!

زخم های قلبم شکوفه کرده است

اما افسوس

کسی گل های مرا نخواهد دید

بهار آمده

همه جا پر از گل و شکوفه است...

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ کاش می شد

نگارش در تاريخ سه شنبه 2 آبان1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

کاش می شد

از خاطره ها جدا شد

آن وقت دیگر

چیزی آزارت نمی دهد

م‍‍ثلا ماه

او را به یادت نمی آورد

و گل سرخ

هدیه ای عاشقانه نیست

و ساحل هم

جایی ست صرفا برای قدم زدن

نه گریستن ....

کاش می شد

از خاطره ها جدا شد .

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ فقط من می دانم

نگارش در تاريخ جمعه 28 مهر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

فقط تاریکی می داند

ماه چقدر روشن است

 فقط خاک می داند

دست های آب،چقدر مهربان.

معنی دقیق نان را

فقط آدم گرسنه می داند

فقط من می دانم

تو چقدر زیبایی!

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ در آخرین عکس ها

نگارش در تاريخ یکشنبه 26 شهریور1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

می دانستم دیگر به آنجا بر نمی گردم

در آخرین عکس ها لبخند زدم

دشت را

به دست چشمه سپردم و

دریا را

به  دست ابرها

و او را

به دست ماه و درخت توت

تا همیشه زیبا و شیرین بماند

بعد رویاهایم را

برداشتم و آمدم

همین طور

روباه کوچکم را

همین روباه را

که دمش از شعرم بیرون زده است.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ بازگشت

نگارش در تاريخ سه شنبه 24 مرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

آتش و آدم

ترکیبی نامتجانس است

من از میان این آتش گر گرفته

در رویاها و عشق ها

غیر ممکن است سالم برگردم

بازگشت من

اندوه بار خواهد بود

کاش مثل نان بودم

چه زیبا بر می گردد

از سفر آتش!

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ نگاه کن !

نگارش در تاريخ جمعه 20 مرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

نگاه کن !

چقدر سفید است

چقدر تابان

چقدر زیبا...

فقط برف می تواند

مادر این خرگوش زیبا باشد !

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ شاعری دیگر کار من نیست

نگارش در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دیگر نمی توانم

کلاغ را

به عقاب تشبیه کنم

میوه بِه را

به چراغی افسانه ای

چمدانت را بسته ای

و شاعری دیگر کار من نیست

پشت سرت

مثل آپارتمانی فرسوده

در خود فرو می ریزم

و کوچه را زشت می کنم.

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ یا من !؟

نگارش در تاريخ سه شنبه 3 مرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دنیا در آنسوی میله هاست

من در این سو.

نمی دانم

او زندانی شده

یا من !؟

 

از رسول یونان

تگرسول یونان، شعر رسول یونان، اشعار رسول یونان، شعری از رسول یونان، یونان رسول،کتاب رسول یونان، کتابی از رسول یونان، دفتر شعر رسول یونان، شعر تبریز، روز بخیر محبوب من،کلبه‌ای در مزرعه برفی، روزهای چوبی، گندمزار دور، کنسرت در جهنم، بنرجی چرا خودکشی کرد؟یک کاسه عسل، فرشته ها، تلگرافی که شبانه رسید، بوی خوش تو، من یک پسر بد بودم، تخم مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳، سنجابی بر لبه ماه، یک بعد از ظهر ابدی، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ در...

نگارش در تاريخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

نان

آب

پنجره های رو به آفتاب

و گاهی

جشن عروسی

خدا

چه تعریف ساده ای دارد

در محله های فقیرنشین.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ هر شب

نگارش در تاريخ سه شنبه 13 تیر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

تو ماه را

بیش تر از همه دوست می‌داشتی

و حالا

ماه هر شب

تو را به یاد من می آورد

می خواهم فراموشت کنم

اما این ماه

با هیچ دستمالی

از پنجره ها پاک نمی شود.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ کنار دریا

نگارش در تاريخ چهارشنبه 7 تیر1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

کنار دریا

عاشق باشی

عاشق تر می شوی

و اگر دیوانه

دیوانه تر

این خاصیت دریاست

به همه چیز

وسعتی از جنون می بخشد

شاعران

از شهرهای ساحلی

جان سالم به در نمی برند.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ بدهکار هیچ کس نیستم

نگارش در تاريخ چهارشنبه 31 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

بدهکار هیچ کس نیستم

جز همین ماه

که از پشت میله ها می گذرد

که می توانست

از اینجا نگذرد و

جایی دیگر

مثلا در وسط دریایی خیال انگیز

بچسبد به شیشه کابین یک تاجر پولدار

بدهکار هیچ کس نیستم

جز همین ماه

که تو را به یادم می آورد.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ یک تاکسی می خواهم

نگارش در تاريخ چهارشنبه 24 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

یک تاکسی می خواهم

برای بردن

مسافر.

یک تاکسی می خواهم

برای گپی از نزدیک

با مسافر.

یک تاکسی می خواهم

-بگذار راستش را بگویم-

برای جستن تو

در میان مسافران.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ ای سگ سیاه !

نگارش در تاريخ جمعه 19 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

ای سگ سیاه

تو فقط نگهبان خاطره هایی !

اینجا دیگر

دهکده ای در کار نیست

که بیگانه ای

به آن نزدیک شود

بیهوده پارس نکن

من از سر اتفاق از اینجا می گذرم !

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ شک

نگارش در تاريخ سه شنبه 16 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

نیامدنش را باور نمی کنم

غیرممکن است

او نیامده باشد

حتما، حالا

زیر باران مانده است

و ناامید و خسته

در خیابان ها قدم می زند

من به باز بودن درها مشکوکم.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ عاقبت او پیروز شد

نگارش در تاريخ شنبه 6 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

عاقبت او پیروز شد

چون

با صداقتش با من جنگیده بود

باقی

قصه ی مغلوب شدن من است

خسته و شکسته به خانه که آمدم

قایم شدم پشت فنجان چای و

دود سیگار

و خاموش کلنجار رفتم

با کلمات خیس و دروغین

سربازهای شکست خورده

هرگز با صدای بلند آواز نمی خوانند.

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ قطار مورچه ها

نگارش در تاريخ شنبه 30 اردیبهشت1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

دانه های اشک

از چشمم بیرون می زنند

چون قطار مورچه ها

از چشمان مرده.

نکند اشک نیستند

مورچه اند اینها

نکند مرده ام

در حسرت تو !؟

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ هیچ اتفاقی نیافتاده است

نگارش در تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

بارانی مورب

در نیمروزی آفتابی

هیچ اتفاقی نیافتاده است

تنها تو رفته ای

اما من

قسم می خورم که این باران

بارانی معمولی نیست

حتما جایی دور

دریایی را به باد داده اند

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ فقط می خواهم بگویم

نگارش در تاريخ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

داشتم از این شهر می رفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی سفید آرزوها

که رفت و غرق شد

سپاسگزارم از تو

اما

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و

تو صدایم کنی

می خواهم بگویم

نجاتم دادی

تا اسیرم کنی

من با کنایه حرف می زنم !

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ من

نگارش در تاريخ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

با شعر و سیگار

به جنگ نابرابری ها می روم

من، دون کیشوتی مضحک هستم

که جای کلاهخود و سرنیزه

مدادی در دست و

قابلمه ای بر سر دارد

عکسی به یادگار از من بگیرید

من انسان قرن بیست و یکم هستم !

 

 از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ درست آن موقع

نگارش در تاريخ پنجشنبه 25 اسفند1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

اگر مرا دوست نداشته باشی

دراز می‌کشم و می‌میرم

مرگ نه سفری بی‌بازگشت است

و نه ناگهان محو شدن

مرگ دوست نداشتن توست

درست آن موقع که باید دوست بداری

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ پل شکسته

نگارش در تاريخ سه شنبه 2 اسفند1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

پل شکسته

روزگاری

کوه ها را به هم وصل می کردی

آدم ها را

قلب ها را

اما حالا...

آه ای پل شکسته !

حالا دیگر

فقط ابرها می توانند

از روی تو بگذرند !

 

از  رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ این دنیا ...

نگارش در تاريخ چهارشنبه 12 بهمن1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

این دنیا

مثل فیلمی ست

که از نیمه شروع شده...

کسی می کشد

کسی کشته می شود

کسی می فروشد

کسی می خرد

کسی می رود

کسی می آید

...

من که از هیچ چیز سر در نیاوردم !


از رسول یونان

ترجمه ی احمد پوری (اصل شعر به زبان ترکی بوده)


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ در اعماق

نگارش در تاريخ شنبه 1 بهمن1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

زندگی در اعماق امن است

اما زیبا نیست !

ماهیانی كه در اعماق زندگی می‌كنند

صید نمی‌شوند

اما طلوع آفتاب را هم نمی‌بینند

كشتی‌ها را نمی‌بینند

حالا اسبی زیبا

پا به دریا می گذارد

او را نیز نخواهند دید

بله، زندگی در اعماق غم‌انگیز است !

 

از رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان

▐ تو نیستی، اما من برایت چای می ریزم

نگارش در تاريخ جمعه 18 آذر1390 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

تو نيستي

اما من برايت چاي مي‌ريزم

ديروز هم

نبودي كه برايت بليت سينما گرفتم

دوست داري بخند

دوست داري گريه كن

و يا دوست داري

        مثل آينه مبهوت باش

             مبهوت من و دنياي كوچكم

ديگر چه فرق مي‌كند

باشي يا نباشي

من با تو زندگي مي‌كنم.

از رسول یونان

تگ: رسول یونان، تو نیستی، اما من برایت چای می ریزم، یونان، عکس رسول یونان


برچسب‌ها: رسول یونان