شعر و دنیایی که می سازمش
برای دلم
نگارش در تاريخ چهارشنبه 1 شهریور1391 توسط رضا امیری فر (رایکا)

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

 

آه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام !

لانه ی بر  شاخه های لاغرم را باد برد

 

من بلوطی پیر بود و پای یک کوه بند ...

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

 

از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا

بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد

 

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد

 

بال کوبیدم قفس را وا کنم عمرم گذشت

وا نشد .....بدتر از آن بال و پرم را .....

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری
نگارش در تاريخ دوشنبه 2 مرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا)

شانه برای زلف پریشان چه فایده؟

خانه برای بی سرو سامان چه فایده؟

 

بر ساقه های سوخته از زخم رعد و برق

رنگین کمان چه فایده؟ ،باران چه فایده؟

 

بادی که از حوالی یوسف گذر نکرد

گیرم رسید بردر کنعان...چه فایده ؟

 

وقتی که چشمهای کسی می کشد تورا

چاقوی دسته نقره ی زنجان چه فایده؟

 

بایاد دوست غیر تلمبار بغض و آه....

هی گوش دادن «شجریان» چه فایده ؟

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری
نگارش در تاريخ سه شنبه 23 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا)

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

من رعد و برق و زلزله‌ام ، ناگهانی‌ام

 

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز

داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

 

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم

کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

 

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم

من، این من غبار، چرا می‌تکانی‌ام؟

 

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز

این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

 

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

از بعد رفتنت گل ابرو کمانی‌ام

 

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

من دوست‌دار بستنی زعفرانی‌ام

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری

اسلایدر

دانلود فیلم

پیچک

با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید