X
تبلیغات
شعر و دنیایی که می سازمش - حامد عسکری

▐ سلام سوژه ی نابم برای عکاسی !

سلام سوژه ی نابم برای عکاسی

ردیف منتخب شاعران وسواسی

 

سلام هوبره ی فرش های کرمانی

ظرافت قلیان های شاه عباسی

 

تجسم شب و باران و مخمل و نوری

تلاقی غزل و سنگ یشم الماسی

 

و «ذو الفنون» شب چشم تو را سه تار زده

به روی جامه دران با کلید «سل»، «لا»، «سی»

 

دعا دعای همان روزگار کودکی است:

«خداتند ته دوباله مال من باسی»

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری


نگارش در تاريخ یکشنبه 10 آذر1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

▐ آرزو

خدمت شروع شد، تاريك و تو به تو

بي عكس نامزدش، بي عكس «آرزو»

 

شب هاي پادگان، سنگين و سرد بود

آخر خدا چرا؟... آخر خدا چگو....

 

نه... نه نمي شود، فرياد زد: برقص...

در خنده ی فروغ، در اشك شاملو...

 

توي كلاهِ خود، لاتين نوشته بود

"Your hair is black, Your eyes are blue"

 

« - : خاتون تو رو خدا،سر به سرم نذار

اين جا هوا پسه، اينجا نگو نگو»

 

يك نامه آمد و شد يك تراژدي

اين تيتر نامه بود: «شد آرزو عرو...

 

س» و ستاره ها چشمك نمي زدند

انگار آسمان حالش گرفته بود

 

تصميم را گرفت، بعد از نماز صبح

با اشك در نگاه، با بغض در گلو

 

بالاي برج رفت و ماشه را چكاند

با خون خود نوشت: «نامرد آرزو...»

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری


نگارش در تاريخ یکشنبه 26 آبان1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

▐ چوپان شده تا شاعر ذاتی شده باشد

چوپان شده تا شاعر ذاتی شده باشد

آواره آن ماه دهاتی شده باشد

 

چوپان شده در جنگل بادام بچرخد

تا مست چهل چشم هراتی شده باشد

 

شاید اثر جنگل بادام و کمی بغض

منجر به غزلواره آتی شده باشد

 

سخت است ولی می‌گذرم از نفسی که

جز با نفس گرم تو قاطی شده باشد

 

از بین ده انگشت یکی قسمتش این نیست

در لیقه موهات دواتی شده باشد

 

تو... چایی...بی‌ قند...و یک عالمه زنبور

شاید لب فنجان شکلاتی شده باشد

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری


نگارش در تاريخ جمعه 11 مرداد1392 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

▐ شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

 

آه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام !

لانه ی بر  شاخه های لاغرم را باد برد

 

من بلوطی پیر بود و پای یک کوه بند ...

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

 

از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا

بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد

 

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد

 

بال کوبیدم قفس را وا کنم عمرم گذشت

وا نشد .....بدتر از آن بال و پرم را .....

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری


نگارش در تاريخ چهارشنبه 1 شهریور1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

▐ چه فایده ؟

شانه برای زلف پریشان چه فایده؟

خانه برای بی سرو سامان چه فایده؟

 

بر ساقه های سوخته از زخم رعد و برق

رنگین کمان چه فایده؟ ،باران چه فایده؟

 

بادی که از حوالی یوسف گذر نکرد

گیرم رسید بردر کنعان...چه فایده ؟

 

وقتی که چشمهای کسی می کشد تورا

چاقوی دسته نقره ی زنجان چه فایده؟

 

بایاد دوست غیر تلمبار بغض و آه....

هی گوش دادن «شجریان» چه فایده ؟

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری


نگارش در تاريخ دوشنبه 2 مرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /

▐ اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

من رعد و برق و زلزله‌ام ، ناگهانی‌ام

 

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز

داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

 

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم

کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

 

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم

من، این من غبار، چرا می‌تکانی‌ام؟

 

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز

این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

 

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

از بعد رفتنت گل ابرو کمانی‌ام

 

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

من دوست‌دار بستنی زعفرانی‌ام

 

از حامد عسکری


برچسب‌ها: حامد عسکری


نگارش در تاريخ سه شنبه 23 خرداد1391 توسط رضا امیری فر (رایکا) /